Simorgh

فقط مي آيم و مينويسم. از خودم، از دنياي خودم، خداي خودم.
از روزهاي سياه و قلب سياه ترم مينويسم. اما با چه هدفي؟؟؟
هدفم تغيير بود... يعني هست. اما بدون اراده ک نميشود تغيير کرد، بدون انگيزه هم نميشود
چه چيزي اشتباست؟ خودم، راهم، هدفم
امروز جمعست. شايد از امروز، يا شايد از فردا من ديگر ايني نيستم ک بودم.
زيادي تنهام خدااا... گاهي ميگم گور باباي تنهايي مگه تنهايي چشه؟ تازه من ميتونم خدا رو داشته باشم
گاهيم دليل تنهاييمو جست و جو ميکنم و ب هيچي نميرسم جز خودم.
فقط زمان لازم دارم. ميدونم داره دير ميشه کم کم ولي چاره اي نيست.
برنامم تقريبا کامله. 22 بند ک رعايتش لازمه، ولي سخت
شمايي ک اين مطالبو ميخوني
ميدونم چرت مينويسم ولي چاره اي ندارم بايد اينارو يه جا بنويسم... ب يکي بگم
اگه نظر بدي ک ممنون ميشم اگه ن همين ک سر زدي لطف کردي♥♥♥




            ارسال نظر(0)
جمعه 28 تیر 1392 :: 09:45
faraz72

درباره وبلاگ


به وبلاگ من خوش آمدید سلام به دوستاي گلم. مطالب اين وبلاگ احتمالا ب درد کسي نميخوره چون خاطرات درپيت خودمو توش مينويسم! البته سعي ميکنم مطالب قشنگي هم ک ب زندگي و خاطرات و احساسم مربوط باشه بذارم ک شايد اونا ب درد شما بخوره. در کل اگه از مطلبي يا عکسي خوشم بياد ميذارمش تو وبلاگم هرچند تکراري باشه. خوشحال ميشم نظر شما رو هم بدونم. اگه خعلي درپيت مينويسم و حالت بد شد حق توهين نداري چون وبلاگ خودمه عشقي مطلب ميذارم. در واقع اين دفتر خاطراتمه پ يا نخونش يا ميخوني نظر هوايي نده نظرت کاربردي باشه! ديگههههه..... فعلا همين! ♥♥♥♥ موفق باشي دوست خوبم ♥♥♥
آخرین مطالب
نويسندگان
موضوعات
پيوندها
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران