|
Simorgh دنيايم برايم کوچک است
ن که کوچک است... دلگير است
رهايي ميخواهم
پرواز ميخواهم
ب سوي ک؟ » ب سوي او «
او کيست؟ » آقا، مولا «
ک چ؟ » ک نوکرش باشم «
باز ک چ؟ » ک شايد آدم شوم «
مگر نيستي؟ » مث خيلي ها اسم آدم را دارم اما ن...
خوب ک فکر ميکنم ن آدم نيستم «
اميد داري؟ » گاه گاهي يه روزنه اي از اميد پيدا ميشود «
اگر قبولت نکند چه؟ » آقا دلشکسته را رد نميکند
اگرم کند آنقد صبر ميکنم و اصرار مي ورزم تا قبولم کند «
از آقا چ ميخواهي؟ » شفا «
مگر بيماري؟ » آري مرگ ميخواهم «
چ بيماري رايجي. چرا مرگ؟ » چرا زندگي؟ «
خب تا ب حال چ کردي ک مورد نظر آقا باشي؟ » شايد هيچ «
چ ميخواهي بکني؟ » نميدانم «
پس اميدت واهيست. » شايد. تو کيستي؟ کاش ميشد با خود آقا سخن بگويم تا راهنمايم باشد «
لياقتش را داري؟ » ن «
من خودت هستم خوشحالم ک گاهي با من ( خودت ) سخن ميگويي
اين اميدوار کننده است
» از آقا ميخواهي ب صدايم گوش دهد و ياريم کند؟ چون تو از خودم پاکتري «
آري حتما. سعي کن ب من نزديکتر شوي تا آقا نگاهت کند
» تمام سعيم را ميکنم. دست ب زانو گذاشتم تا بلند شوم.
يا علي... «
.
.
.
سلام دوستاي گلم منو ببخشين اگه نميتونم قشنگ مطلب بنويسم. خوشحال ميشم نظر بدين و انتقاد کنين. ممنون
راسي نميدونم چطور بايد عکس بذارم اگه ميشه راهنماييم کنين
درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید سلام به دوستاي گلم. مطالب اين وبلاگ احتمالا ب درد کسي نميخوره چون خاطرات درپيت خودمو توش مينويسم! البته سعي ميکنم مطالب قشنگي هم ک ب زندگي و خاطرات و احساسم مربوط باشه بذارم ک شايد اونا ب درد شما بخوره. در کل اگه از مطلبي يا عکسي خوشم بياد ميذارمش تو وبلاگم هرچند تکراري باشه. خوشحال ميشم نظر شما رو هم بدونم. اگه خعلي درپيت مينويسم و حالت بد شد حق توهين نداري چون وبلاگ خودمه عشقي مطلب ميذارم. در واقع اين دفتر خاطراتمه پ يا نخونش يا ميخوني نظر هوايي نده نظرت کاربردي باشه! ديگههههه..... فعلا همين! ♥♥♥♥ موفق باشي دوست خوبم ♥♥♥ آخرین مطالب آرشيو وبلاگ نويسندگان پيوندها |
|||
|
|