|
Simorgh آنچه می خواهیم نیستیم خاطراتم چون زهر در وجودم پراکنده شده از انسان هاي گربه صفت متنفرم سلام ب همه دوستاي گلم از خداوند نيرو خواستم، ضعيفم آفريد که تواضع بندگي را بياموزم. * از او سلامتي خواستم که کارهاي بزرگ انجام دهم، ناتوانم آفريد تا کارهاي بهتري انجام دهم * از او ثروت خواستم تا سعادتمند شوم، فقرم بخشيد که عاقل باشم. * از او قدرت خواستم که ستايش ديگران را به دستآورم، شکستم بخشيد که بدانم پيوسته نيازمند اويم. * از او همه چيز خواستم که از زندگي لذت ببرم، زندگيم بخشيد که از همه چيز لذت ببرم.* آنچه خواستم به من نداد، آنچه بدان اميد داشتم به من بخشيد، و دعاهاي ناگفته ام مستجاب شدند. و آن ها اين بود: من هستم! در ميان انسان ها و غرق در نعمات پروردگار فقط مي آيم و مينويسم. از خودم، از دنياي خودم، خداي خودم. نميدونم واقعا هست يا ن... خدارو ميگم. معمولا اولين گام سخت است... ديگر بس است تکرار. بايد تغيير کرد. دگر بس است هرچه بودم. درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید سلام به دوستاي گلم. مطالب اين وبلاگ احتمالا ب درد کسي نميخوره چون خاطرات درپيت خودمو توش مينويسم! البته سعي ميکنم مطالب قشنگي هم ک ب زندگي و خاطرات و احساسم مربوط باشه بذارم ک شايد اونا ب درد شما بخوره. در کل اگه از مطلبي يا عکسي خوشم بياد ميذارمش تو وبلاگم هرچند تکراري باشه. خوشحال ميشم نظر شما رو هم بدونم. اگه خعلي درپيت مينويسم و حالت بد شد حق توهين نداري چون وبلاگ خودمه عشقي مطلب ميذارم. در واقع اين دفتر خاطراتمه پ يا نخونش يا ميخوني نظر هوايي نده نظرت کاربردي باشه! ديگههههه..... فعلا همين! ♥♥♥♥ موفق باشي دوست خوبم ♥♥♥ آخرین مطالب آرشيو وبلاگ نويسندگان پيوندها |
|||
|
|